|
راهکارهاي پيشنهادي براي استفاده از توان داخلي و رعايت قانون حداکثر
قانون استفاده حداکثر از توانمندي داخلي که در سال 75 به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد به حق قانون مفيدي در توانمندسازي شرکتهاي پيمانکاري و سازنده داخلي بوده است. اما وجود برخي از مشکلات و عدم شکل گيري بسترهاي مناسب تا حدي از کارآيي اين قانون کاسته است. مطلب زير ديدگاه مهندس زمانيسرايي(معاون توسعه پيمانکاري سازمان گسترش و نوسازي) را در خصوص اين قانون و راهکارهاي لازم براي بهرهگيري حداکثر از آن، مرور ميکند:
يشبيني بيش از يکصد ميليارد دلار سرمايهگذاري در بخشهاي مختلف نفت طي ده سال آينده، به يقين فرصت را براي بخش صنعت جهت دسترسي به جامعه آرماني سياستهاي کلي نظام فراهم ميسازد، لذا بايد تلاش گردد تا وضعيت سالهاي گذشته مجدداً تکرار نشود. زيرا سهم ساخت داخل از مجموعه پروژهها در مقايسه با توان مهندسي و امکانات نرمافزاري و سختافزاري داخل بسيار اندک و نااميدکننده بوده و بر طبق آمارهاي موجود، سهم ساخت داخل طي پنج سال گذشته بطور متوسط 27 درصد از پروژههاي نفتي و 37 درصد از ساير پروژهها ميباشد که مسلماً و حتماً با اهتمام بيشتر به ساخت داخل و اعتقاد به مشارکت آنان توان رسيدن به دستاوردهاي بهتر و مناسبتر وجود داشت و اثر ميتوانست قابل توجهي بر اقتصاد کشور بگذارد و اگر همچنان به اين امر مهم توجه جدي نشود در برنامه چهارم توسعه نيز نقش ساخت داخل و مشارکت صنعت همچنان کم رنگ خواهد ماند و آنچه در حال حاضر (علاوه بر نارساييهاي موجود) به عنوان چالش عمده صنعت مطرح ميباشد، همانا باور نداشتن و يا ناديده گرفتن تواناييهاي داخل و سهم ناچيز براي آن است.
قانون استفاده حداکثر توانمنديهاي داخلي
اين قانون در سال 75 به منظور توسعه پيمانکاري در کشور از تصويب مجلس شوراي اسلامي گذشت و در سال 80 آييننامههاي اجرايي آن توسط هيات دولت تصويب و ابلاغ شد. اين قانون در 8 بند ترتيب داده شده است که در اينجا 4 بند اول اين قانون که اصليترين بندها هم هستند اشاره ميشود.
ماده 1)
به منظور استفاده هر چه بيشتر از توان فني مهندسي توليدي و صنعتي و اجرايي کشور، کليه وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات، شرکتهاي دولتي يا وابسته به دولت [موضوع ماده (4) قانون محاسبات عمومي] بانکها، مؤسسات و نهادهاي عمومي غيردولتي [موضوع ماده (5) قانون محاسبات عمومي]، مؤسسات عمومي يا عامالمنفعه، بنيادها و نهادهاي انقلاب اسلامي و همچنين تمامي سازمانها، شرکتها و مؤسسات، دستگاهها و واحدهايي که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام است، از قبيل شرکت ملي نفت ايران، شرکت ملي گاز، شرکت پتروشيمي، سازمان هواپيمايي کشوري، سازمان صدا و سيما، شرکت ملي فولاد و شرکت ملي صنايع مس ايران، اعم از اينکه قانون خاص خود را داشته و يا از قوانين و مقررات عام تبعيت نمايند و شرکتهاي تابع و وابسته به آنها، موظفاند در ارجاع کارهاي خدمات مهندسي مشاور، پيمانکاري، ساختماني،تأسيساتي و تجهيزاتي پروژههاي خود اعم از اينکه از بودجه عمومي دولت و يا از درآمدهاي خود و يا از اعتبارات و تسهيلاتي ارزي و يا ريالي دستگاههاي مزبور استفاده ميکنند، براساس اين مصوبه اقدام کنند.
ماده 2)
به منظور تقويت توان فني و اجرايي کشور در اجراي کارهاي بزرگ و استفاده حداکثر از توان داخلي، سازمان برنامه و بودجه موظف است ظرف مدت سه ماه با کسب نظر از وزارتخانههاي ذيربط، آييننامه لازم براي سازماندهي و روش فعاليت واحدهاي پيمانکار طراحي و ساخت را تهيه و براي تصويب، به هيئت وزيران تسليم نمايد.
تبصره 1- پيمانکار طراحي و ساخت، به شرکت يا مؤسسهاي اطلاق ميشود که مسئوليت انجام خدمات طراحي تفصيلي و اجرايي، طراحي مهندسي يا مهندسي فرايند، تهيه و تأمين کالا و تجهيزات، عمليات اجرايي و نصب و راهاندازي و مديريت انجام اين فعاليتها در يک پروژه را، برعهده دارد.
تبصره 2 - به منظور ايجاد فرصت کافي براي محققين و مبتکرين داخلي در تأمين نيازهاي تکنولوژيک، تجهيزات و مواد اوليه مورد نياز کشور، کليه دستگاههاي موضوع ماده (1) موظف هستند، حداقل شش ماه قبل از برگزاري مناقصه، ليست انواع تکنولوژيها، تجهيزات و مواد اوليه موردنياز خود را در اختيار سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران قرار دهند. اين سازمان موظف است در کمتر از يک ماه، ليست فوق را منتشر و به اطلاع کليه محققين و مبتکرين کشور برساند.
ماده 3)
از تاريخ تصويب اين قانون، ارجاع کارهاي خدمات مهندسي مشاور و پيمانکاري ساختماني، تأسيساتي تجهيزات و خدماتي، صرفاً به مؤسسات و شرکتهاي داخلي، مجاز است و در صورت عدم امکان، با پيشنهاد دستگاه اجرايي و تصويب شوراي اقتصاد، از طريق مشارکت از شرکتهاي ايراني خارجي مجاز خواهد بود. حداقل سهم ارزشي کار طرف ايراني (51%) خواهد بود.
تبصره 1 - طرف قرداد موظف است کليه لوازم و تجهيزات و خدماتي را که در داخل کشور توليد و ارائه ميشود، يا قابليت توليد و ارائه دارد، مورد استفاده قراردهد. در هر حال حداقل (51%) از ارزش کار، بايستي در داخل انجام پذيرد و کارفرما مکلف است براين امر نظارت نمايد. موارد استثنا، پس از تأييد سازمان برنامه و بودجه بايستي به تصويب شوراي اقتصاد برسد.
تبصره 2 - پيمانکار ايراني و يا مشارکت ايراني – خارجي صرفاً مجاز است بخش يا بخشهايي از کار را به واحدهاي تخصصي به صورت دست دوم واگذار نمايد و نميتواند تمامي قرارداد را يکجا، به صورت دست دوم واگذار نمايد.
سازمان برنامه و بودجه موظف به نظارت کلي بر اين امر ميباشد.
ماده 4)
بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران موظف است، به منظور حمايت از شرکتهاي ايراني و افزايش توان توليد و ارائة خدمات موضوع اين قانون، نسبت به موارد زير اقدام نمايد:
گشايش اعتبار و يا صدور مجوز گشايش اعتبار، توسط بانکهاي تجاري در چارچوب قوانين بودجههاي سنواتي و تسهيلات ارزي دستگاههاي اجرايي، حسب درخواست دستگاه ذيربط را به نفع شرکتهاي ايراني با مشارکت ايراني – خارجي به صورت قابل تقسيم و يا اتکايي که طرف قرارداد دستگاههاي اجرايي موضوع اين قانون ميباشد
صدور ضمانتنامههاي مورد نياز شرکتها و مؤسسات، براي مناقصهها و قراردادهاي موضوع اين قانون بر اساس مصوبات هيئت وزيران
افتتاح حساب ارزي و نيز صدور اجازه استفاده مستقيم از ارزي که توسط مؤسسات و شرکتهاي مهندسي مشاور يا پيمانکاري ساختماني تأسيساتي، تجهيزاتي، بازرسي فني داخلي در پيمانها و قراردادهاي ارزي يا ارزي – ريالي مربوط، اعم از پيمانها و قراردادهاي بخش دولتي يا غيردولتي حاصل ميشود با رعايت مصوبات هيئت وزيران
اهميت توجه به قانون استفاده حداکثر از توانمندي داخلي
با توجه به برنامه دهساله آينده در بخش نفت، گاز و پتروشيمي به ارزش حداقل يکصد ميليارد دلار، اگر قانون حداکثر را همچنان مبناي کار قرار دهيم، ميبايستي حداقل و حداقل 51 درصد از اين سرمايهگذاري يعني 51 ميليارد دلار به شکلهاي مختلف به سازندگان تجهيزات، تامين کنندگان و پيمانکاران داخلي واگذار شود، ارجاع سالانه 1/5 ميليارد دلار به داخل بعنوان سهم ساخت داخل قطعاً ضمن تاثير بر اقتصاد و نرخ رشد در آن، موجب ارتقاء مديريت، فناوري و انتقال دانش فني، توسعه صنعت، توسعه پيمانکاري عمومي و سبب ايجاد بيش از 400 هزار شغل پايدار در کشور خواهد شد. لذا براي تحقق اهداف در برنامه چهارم ميبايست شرايط ويژهاي در حوزه صنعت بوجود آيد و موانع سر راه آن سريعاً برداشته شود.
راهکارهاي پيشنهادي براي استفاده از توان داخلي و رعايت قانون حداکثر
در اين زمينه بايد يک سري اصلاحات و اقدامات در حوزه قوانين، بانکها و بيمهها، روابط کارفرما و پيمانکار، و نظارت بر حسن اجراي اين قانون صورت گيرد، به وجود آيد که در زير به آنها اشاره ميشود.
قوانين
اصلاح ساختار در جهت ايجاد تعادل و توازن بين تجارت و صنعت
اصلاح برخي زيرساختهاي قانوني يا تدوين قوانين و مقررات جديد براي برابر نمودن شرايط رقابتي، از جمله در خصوص پرداختها و ايجاد شرايط يکسان با پيمانکاران خارجي.
اجراي قوانين حمايتي و لحاظ کردن توانمنديهاي بالقوه صنعت کشور.
در اجراي پروژههاي بزرگ، مشارکت شرکتهاي مختلف بسيار موثر و کارآمد است و در بعضي موارد براي موفقيت در اجراء، اين مشارکتها تا ادغام نيز پيش ميرود که متاسفانه ما در اين خصوص با محدوديتهاي قانوني مواجه بوده که ميبايستي با اصلاح قانون تجارت و يا تدوين دستورالعملهاي لازم و يا طراحي راهکار مناسب اين مشکل حل و فصل گردد.
بانکها و بيمهها
اتخاذ تمهيداتي جهت سازمانهاي پولي و مالي کشور در تامين سرمايه و صدور ضمانتنامهها به نحوي که اين سازمانها بتوانند دوش به دوش و هماهنگ با بخش صنعت حرکت کنند.
ايجاد يک تشکيلات منسجم براي هدايت سيستم بانکي و پولهاي سرگردان، ... و صندوق ذخيره ارزي به سمت توليد و صنعت و پيمانهاي صنعتي اعم از پيمانهاي داخلي و خارجي
اصلاح ساختار نظام بانکي کشور در خصوص حمايت بانکها در تامين نقدينگي سازندگان و پيمانکاران و کاهش نرخ سود.
تجديد نظر جدي در خصوص پوشش بيمهاي تا بدين طريق از الگوهاي پذيرفته شده بينالمللي براي مشارکت ديگران در ريسک احتمالي در قبال صرف هزينه معقول استفاده نمود.
اصلاح روابط کارفرما و پيمانکار و حمايت از پيمانکاريها
اصلاح وضعيت پيمانکاري از طريق اصلاح ساختار حقوقي با هدف برچيدن شرايط اقتصادي و نظام حقوقي يکطرفه که هم اکنون بين پيمانکار و کارفرما شکل گرفته است.
اصلاح مقررات مناقصات و شفاف کردن آنها
جلوگيري از مخدوش کردن پروژه و تغيير ماهيت پروژه توسط دستگاه کارفرمايي از حالت اجرايي و سوق دادن آن جهت اخذ مجوز خريد و خارج کردن از شمول قانون
تقويت پيمانکاران داخلي از طرق مختلف از جمله:
تدوين مقررات خاص جهت حضور شرکتهاي خارجي در مناقصات يا شرکت در اجراي پروژههاي مهم به گونهاي که اين شرکتها بدون شريک داخلي نتوانند در Vendor list قرار گرفته و يا در مناقصه شرکت نمايند.
تقويت پيمانکاران داخلي در جهت رقابت با شرکتهاي خارجي از طريق مشارکتهاي داخلي و بکارگيري شرکاء خارجي توانمند.
تلاش براي واگذاري مديريت پروژهها به شرکتهاي داخلي و تلاش قانونمند براي بسترسازي و ايجاد شرايط مناسب براي شرکتهاي داخلي همسان و هم تراز شرکتهاي خارجي
نظارت
عليرغم وجود کميتههايي تحت عنوان "کارشناسي نظارت بر اجراي قانون حداکثر"، متاسفانه هنوز مشکلات جدي بر سر راه اين موضوع وجود دارد. لذا ميبايست هر چه بيشتر نسبت به تقويت مکانيزمهاي کنترلي براي تحقق هر چه بيشتر قانون حداکثر اهتمام ورزيد.
دقت، کنترل و نظارت بر اجراي بندهاي دستورالعمل نظارت بر اجراي ماده "3" قانون استفاده از حداکثر توانمندي داخلي
|