|
نقش صندوق ضمانت صادرات در توسعه صادرات به ويژه صادرات صنايع ماشينسازي
دولتها براي توسعة صادرات و به منظور حمايت و تشويق صادرکنندگان، مؤسساتي را در كشورهاي خود ايجاد ميکنند که در حوزه بيمه ريسک سرمايهگذاري و ارائه ضمانتنامههاي بانکي فعاليت ميکنند. براي مثال موسسه هرمس در كشور آلمان، موسسه کو- فس در فرانسه و موسسه ساچه در كشور ايتاليا در اين راستا ايجاد شدهاند و هر کدام قدمتي 90 تا 100 ساله دارند. در ايران نيز "صندوق ضمانت صادرات " در بانك توسعة صادرات ايجاد شده است كه شروع فعاليت آن به 10 سال پيش باز ميگردد. مصاحبة پيش رو، گفتگوي گروه تحليلگري ماشينسازي (مرکز مطالعات توسعه تکنولوژي دانشگاه صنعتي اميرکبير)، با سرکار خانم يونسي معاونت فني بانک توسعه صادرات است كه در آن کارکرد "صندوق ضمانت توسعه صادرات ايران" و فعاليتهاي عمده آن مورد بحث قرار گرفته است.
فعاليتهاي صندوق ضمانت صادرات

صندوق ضمانت صادرات ايران يک موسسه بيمه است که در عرصة صادرات فعاليت ميکند ولي بيمه حمل و نقل يا کالا نيست. در اين موسسه مطالبات صادرکنندة ايراني از خريدار خارجي، كه در يک معامله بينالمللي صدور خدمات فني و مهندسي صورت گرفته باشد، بيمه ميشود. براي مثال اگر در يک معامله، صادرکننده داخلي طبق شرايط قرارداد به وظايف خود عمل کرده باشد، اما کارفرماي خارجي به تعهدات خود در قبال صادرکننده عمل نکند، خسارت طرف داخلي توسط صندوق بيمه ميشود.
لذا واحدهاي صنعتي که اقدام به صادرات ماشينآلات صنعتي داخلي ميکنند و نگران پرداخت مطالبات خود هستند، ميتوانند تحت پوشش بيمه اين صندوق قرار بگيرند. صندوق پس از مطالعه قرارداد و بررسي شرايط آن، با توجه به کشور مقصد، از سرمايهگذار حق بيمه دريافت کرده و در قبال آن ريسكهاي خاصي را پوشش ميدهد.
از طرف ديگر صندوق در قراردادهاي فروش خارجي به شرکتها مشاورة رايگان ارائه ميدهد و مواردي را که ممکن است طرف داخلي در قرارداد دچار مشکل شود، تذکر ميدهد. در اين موارد شرايط خريدار خارجي مطالعه شده و صلاحيت فرد يا مؤسسه خارجي طرف قرارداد تأييد يا رد ميشود.
با استفاده از شبکههاي اطلاعاتي online ي که در اختيار صندوق ضمانت صادرات قرار دارد خطر پرداخت نکردن طرف خارجي بوسيله اين اطلاعات بررسي شده، و ريسک احتمالي قرارداد کاهش مييابد. اين اطلاعات محرمانه است و هزينة دريافت اطلاعات از منابع نيز از سرمايهگذار يا درخواستکننده دريافت ميشود، چون دريافت اطلاعات از سايتهاي مربوط، نيازمند هزينه است.
ظاهراً يکي از عملکردهاي صندوق ضمانت صادرات، بيمه کردن سرمايهگذاري در خارج کشور است آيا صندوق کل ريسک سرمايهگذاري سرمايهگذار داخلي را که در يک کشور خارجي (با نيروي انساني و ماشينآلات داخلي) سرمايهگذاري ميکند، تضمين ميکند؟ به عنوان مثال اگر سرمايهگذار به هر عنوان، نتواند بازار خود را کسب کند آيا ضررشان جبران ميشود؟
رد کل دنيا سرمايهگذاري مفهوم مشخصي دارد. سرمايهگذار، ريسکپذير نيست و منافع اقتصادي را خوب شخيص ميدهد. اما ممکن است رابطه سياسي دو کشور در اثر جنگ منطقهاي يا مسايل سياسي به هم بخورد و در اين
فاصله كالا منتقل شده است و خريدار و فروشنده کنترلي روي آن ندارند. رابطه بانکي هم ناگهان قطع شده و کسي قادر به بازگرداندن پول نيست. در حقيقت صندوق ريسکهاي سياسي صادرکننده را بيمه ميکند. همچنين اگر طرف مقابل كالا را گرفته و پول را بصورت ارادي ضبط کند (که اصطلاحاً به آن استنکاف خريدار از پرداخت ميگويند.) و يا در شرايطي كه خريدار خارجي پس از دريافت کالا ورشکست شده و قادر به بازپرداخت پول نباشد. در اين حالتها هم ريسکهاي تجاري، تحت پوشش بيمه صندوق ضمانت صادرات قرار ميگيرد.
هيچ موسسة بيمة اعتباري در دنيا ريسکهاي تجاري که به خود خريدار باز ميگردد، را بيمه نميکند, چون بررسي جوانب مختلف براي رقابت در كشور هدف، اعم از مطالعه بازار براي توليد و توزيع کالا، از وظايف سرمايهگذار است. براي اين کار منابع اطلاعاتي لازم نيز در سفارتخانهها، اتاقهاي بازرگاني و اتاق مشترک بين کشورها وجود دارد. سرمايهگذار ميتواند اطلاعات مربوط به زمينههاي مناسب سرمايهگذاري و تسهيلات موجود را در کشورهاي مختلف براي سرمايهگذاري دريافت کند که اين موارد بايد در طرح توجيهي مشخص شود. ولي ممکن است دولت ميزبان ( host ) کالا را مصادره کند، جنگ اتفاق بيافتد، لذا اصل و سود سرمايه به کشور سرمايهگذار منتقل نشود و يا ريسک ديگري بوجود آيد که در اين صورت ريسک محتمل شبيه هر موسسه بيمه ديگر مثل Miga و يا بخش بيمة بانک جهاني تحت پوشش قرار ميگيرد.
نحوه اطلاعرساني در مورد کارکردهاي صندوق بيمه با چه نحوي است، به نظر ميرسد تا اندازهاي سرمايهگذارهاي کشور با تسهيلات اعطاي صندوق ضمانت ناآشنا هستند؟
اين امکانات در حد ناشناختهاي باقي مانده است. براي شناساندن ماهيت صندوق، نياز به اطلاعرساني در گلوگاههايي است که تجار و صادرکنندگان از آن عبور ميکنند. اگر چنين مراکزي توجيه شوند، اطلاعرساني به طور خودکار انجام ميشود. يکي از اين مراکز اتاق بازرگاني است که صندوق با آنها در تماس است و در جلسات مرکز توسعه سازمانهاي بازرگاني استانها نيز شرکت کرده و سعي در شناساندن کارکردهاي صندوق صورت ميگيرد.
قسمت مهم ديگر بانک است. تمام واحدهاي توليدي نيازمند سرمايه در گردشند و براي طي چرخه توليد خود بايد نقدينگي داشته باشند. مديريت نقدينگي و مالي ايجاب ميکند که حتي کشورهاي پيشرفتة صنعتي خريدهاي خود را بصورت اعتباري انجام دهند و شرايط جهاني به گونهاي است که حتي آن کشورها با وضعيت اقتصادي برتر خود، هزينههاي سطح بالا را به صورت نقد نميپردازند و خريد نقدي برايشان توجيه اقتصادي ندارد. اين امر يک ابزار مهم بازار براي فروش کالا است. کسي که نقد ميفروشد به نسبت کسي که قسطي ميفروشد از موضع ضعيفتري برخوردار است. پس همه واحدهاي توليدي نيازمند اين هستند که از بانکها وام بگيرند. در حال حاضر صندوق رقمي حدود 5 ميليارد تومان بابت هر واحد صادراتي، به سيستم بانکي (که با وام دادن به صادرکننده، طلبکار ميشود) تضمين ميدهد و از رهن گرفتن خانه، کارخانه يا ماشينآلات شخصي جلوگيري به عمل ميآورد. با اين کار به بانک تعهد داده ميشود که اگر توليدكننده نتوانست در سر رسيد مشخص وام را بپردازد، خسارت حاصل از طريق صندوق ضمانت پرداخت خواهد شد.
بنابراين صندوق ضمانت از دو جنبه يک واحد توليدي صادراتي را تحت حمايت قرار ميدهد. از يک طرف توليدكننده ميتواند بابت فروش صادرات به خارج از کشور طلبکار باشد که پرداخت بدهي از سوي خريدار خارجي توسط اين صندوق تضمين ميشود.
از سوي ديگر ممکن است واحد توليدي داخلي با گرفتن وام از بانک، بدهکار شود که در اين صورت بدهي واحد توليدي يا خطر نپرداختن وام در سررسيد مالي نهايي، بوسيله اين صندوق بيمه ميشود.
آيا در مورد وامهاي ارزي هم، بدهکاري خريدار يا سرمايهگذار به بانکها تضمين ميشود؟
اگر توليدکننده بتواند بانک را قانع به دريافت وام ارزي کند، اين وامها نيز تحت پوشش قرار ميگيرند. كه تاكنون چند مورد هم وجود داشته است. ضمن اينکه در خصوص صادرات ماشينآلات داخلي نيز اين موارد با حساسيت بيشتري دنبال ميشود. تأکيد صندوق بر سوق دادن الگوهاي سنتي تجارت به سمت الگوهاي پيشرفته تجارت بينالمللي است تا از صادرات محصولات خرد خارج شده و به سمت صدور ماشينآلات صنعتي حرکت شود و به جاي حمايت از يک سري صادرکننده خردهپا، که باعث شکستهشدن بازار ميشوند جهتدهي به سمتي است که مهندسين کشور در پروژههاي فني و مهندسي مثل ساخت فرودگاه، نيروگاه، سد و خطوط لوله گاز کار کنند که در چند سال اخير هم موفقيتهايي در اين خصوص به دست آمده است. از اينرو است که سرمايهگذاري واحد صندوقهاي توليدي ايراني را در کشورهاي خارجي را نيز بيمه ميکند. ايران يک کشور سرمايهپذير است و همه واحدهاي صنعتي از کهنگي ماشينآلات و به روز نبودن تکنولوژي مورد استفاده گله دارند، ولي سرمايه کافي براي بروز کردن آنها وجود ندارد. در اين شرايط ممکن است يک موسسه بيمه به خروج ارز از مملکت متهم شود، براي اينکه چنين شبههاي در اذهان ايجاد نشود صندوق سعي ميکند مواردي از سرمايهگذاري خارجي را بيمه کند که باعث افزايش اشتغال(نيروي کار يا مديريت)، صدور مواد اوليه و ماشينآلات از ايران شود. به طوري كه سرمايهگذار ماشينآلات، مواد اوليه و حتيالمقدور پرسنلش را هم از ايران تامين کند.
اگر يک سرمايهگذار، در بخش صنعتي کشور ديگري سرمايهگذاري کند، آيا واقعاً بايد همه نيروي انساني مورد نياز را از ايران تأمين کند؟
منابع انساني ميتواند چند مهندس و نيروي مديريتي باشد. يعني ميتواند نيروي مديريتي را از ايران تامين کند، ولي نيروي کاري كشور ميزبان را به کار بگيرد. منظور از منابع انساني ضرورتاً کارگر نيست. ضمن اين که کارگرهاي ايراني به نسبت کارگرهاي منطقه بسيار گرانترند. براي همين سرمايهگذار ميتواند نيروي کار ارزان خود را از منطقه تأمين کند. هم چنين عاقلانه نيست که موادي مثل سيمان يا تيرآهن که هزينة حمل و نقل بالايي دارند از ايران تامين شود.
در مبحث جهانيسازي دو رويکرد وجود دارد. يک رويکرد اين است که اجازه دهيم کشورهاي ديگر در کشور ما سرمايهگذاري ( (FDI کنند و ديگري رويکردي است که روي برونگراي تاکيد دارد. رويکرد دوم بسيار مفيدتر است چون اين سرمايهگذاري منجر به تسلط ما بر بازارهاي هدف ميشود و شايد در اين مقوله صرفاً توجه به نيروي انساني يا استفاده از ماشينآلات داخلي مهم نباشد؟!
همة ابعاد مهم است. اگر در توجيه اقتصادي يک طرح سهم نيروي انساني، مواد اوليه و ماشينآلاتي که از ايران ميرود، درصد مشخصي باشد، مزاياي صندوق به آن تعلق ميگيرد. مثلا سرمايهگذار نميتواند ماشينآلات آلماني را به کار گيرد و چون سرمايهگذاري ميکند انتظار حمايت داشته باشد. اين موسسه براي تشويق صادرات محصولات آلماني يا ساير کشورها نيست بلکه به دنبال اين است که بخشي از صنايع داخلي را به انجام صادرات تشويق کند.
آيا در ارائه تسهيلات، صندوق ضمانت اولويتي براي صنايعي مثل نساجي، خودرو، نفت يا پتروشيمي مشخص كرده است؟
نه! براي ما فقط نسبت درصد ترکيب بخشي مهم است و اينقدر در زمينههاي مختلف ظرفيتهاي خالي وجود دارد که به زودي پر نميشود.
تحليل
تجربة چند سالة صندوق ضمانت صادرات نشان ميدهد که اين مجموعه سهم مهمي در حل مشکلات صادرکنندگان ايراني بويژه صادرکنندگان خدمات فني و مهندسي داشته است. همچنين فعاليتهاي تعريفشده براي اين صندوق، گام مهمي در نزديک شدن شرايط تجاري و اقتصادي ايران به شرايط جهاني دارد که نقش بسزايي در توسعه اقتصادي و صنعتي کشور بازي ميکند. مقولههايي چون بسترسازي براي تجارت الکترونيک، بانکداري الکترونيک، بيمههاي تضميني صادرات، اعطاي تسهيلات مهمي چون اعتبارات اسنادي ( LC ) و ... از جمله حوزههاي کاري اين صندوق است.
در اين ميان بايد به تعدادي از مشکلات پيش روي اين مجموعه اشاره کرد که مرتفع کردن آنها يقيناً به توسعة صنعتي و اقتصادي روز افزون ايران منجر خواهد شد. براي نمونه ميتوان به "پايين بودن سرمايه صندوق ضمانت صادرات" اشاره کرد که در مقابل حجم نيازهاي اعتباري صادرکنندگان ايراني مشهود است.
مشکل بعدي ضعف اطلاعرساني خدمات اين صندوق و ساير نهادهاي زير حوزة بانک توسعة صادرات است که ناشي از عدم يکسانسازي نظام تجاري، پولي و مالي ايران است.
از سوي ديگر، متأسفانه در محتوي فعاليتها تأکيدي بر "انتقال فناوري" يا توجه به سرمايهگذاري در فناوريهاي نوين نشده است. بايد در نظر داشت که همانطور که در چشمانداز بيست ساله و استراتژي توسعة صنعتي کشور اشاره شده، توجه به مقولة محوري فناوري و تلاش براي رشد، توسعه، انتقال و نوآوري در اين زمينه از ضرورتهاي فضاي صنعتي و اقتصادي ايران است.
لذا روند اصلاح فضاي تجاري، بيمهاي و سرمايهگذاري که "صندوق ضمانت صادرات ايران" نيز عضو مؤثري از آن است بايد با توجه بيشتر به اولويتهاي صنعتي کشور همچون صنايع پتروشيمي، نفت و گاز، نساجي و خودرو صورت گيرد تا اين توسعه، در قالب نظامي هماهنگ به مقصود نهايي، که همان کسب سهم ويژه از جايگاه جهاني است، دست يابد.
(1) خبر ايسنا/ايلنا/ اينا1/ايرنا2
|