دلايل عدم سودآوري مناسب صنعت پتروشيمي (ديدگاه دكتر فالتر)
دکتر ولفگانگ فالتر مدير شرکت مشاوره استراتژي رولندبرگر در ششمين همايش پتروشيمي در ايران به دلايل عدم كسب درآمد، متناسب با سرمايهگذاريهاي صورت گرفته در صنعت پتروشيمي اشاره كردند و توجه به زنجيرهي ارزش را مورد تأكيد قرار دادند. در متن زير ابتدا نظرات دكتر فالتر آمده است و در ادامه تحليلي بر آن اضافه گرديده است:
عدم كسب درآمد، متناسب با سرمايهگذاريهاي صورت گرفته
در حدود يک دهه اخير مشاهده شده است که صنايع پتروشيمي در غرب، بطور واضح آمريکاي شمالي و اروپاي غربي، در کسب درآمد متناسب با سرمايهگذاريهاي صورت گرفتهي خود ناتوان بوده اند. بعنوان نمونه طي 12 سال گذشته، بجز در سالهاي 1996 و 1998 که صنعت پتروشيمي مقداري سودآور بوده است، در باقي سالها با تخريب سرمايه روبرو بوده است (شکل1). در اکثر اين سالها، شاخص ROACE (نسبت درآمد به متوسط سرمايهگذاري) از شاخص WACC (متوسط وزني هزينه سرمايه) کوچکتر بوده است.
شکل1- سودآوري ( ROACE ) و متوسط وزني هزينه سرمايه ( WACC ) در پتروشيمي که نشانگر توليد و تخريب ارزش هستند

چهار دليل اساسي را ميتوان در پاسخ به اين سوال که چرا اين صنعت عليرغم دورنماي کوتاه مدت مثبت خود، قادر به توليد ارزش تثبيت شده در طولاني مدت نميباشد، عنوان نمود:
مشتريهاي ضعيف
متأسفانه مشتريهاي محصولات صنعت پتروشيمي، چه بصورت مستقيم و چه غيرمستقيم، بازگشت سرمايهشان حتي از پتروشيمي نيز پايينتر است. درحاليکه، در طول 12 سال گذشته، تأمينکنندگان صنعت پتروشيمي، عليرغم سرمايهگذاريهاي زياد، ايجاد ارزش بيشتري داشتهاند. هزينههاي بالا در سرمايهگذاريها عمدتاً متأثر از عدم قطعيت در تجارت، قيمت انرژي و نوسان نرخ ارز ميباشد. در طول اين دوره، بازگشت سرمايه در صنعت پتروشيمي، به ميزان 2 درصد کمتر از متوسط هزينههاي سرمايه شده بوده است، بعبارت ديگر صنعت پتروشيمي 2 درصد تخريب ارزش داشته است. اين در حالي است که تخريب ارزش مشتريهاي مستقيم يا غيرمستقيم پاييندستي (بطور مثال تبديلکنندهها و مونتاژکنندهها) حتي از پتروشيمي نيز بيشتر بوده است (به ترتيب 6 درصد و 3 درصد)، اما در انتهاي جلويي زنجيره، که به مصرفکننده منتهي ميشود، بويژه بدليل قدرت صاحبان برند ( Brand ) و فروشندگان خرد، دوباره توليد ارزش ديده ميشود. بطور خلاصه در طول زنجيره ارزش، تنها در دوسر ابتدا و انتهاي آن ايجاد ارزش وجود دارد درحاليکه در اين ميانه شرايط ديگري حاکم است (شکل2).
شکل 2- توليد ارزش و تخريب ارزش تأمينکنندگان، مشتريان مستقيم و غيرمستقيم و مصرفکنندگان صنعت پتروشيمي

2- کاهش سودآوري محصولات
حجم بسيار بالاي سرمايهگذاري براي عقب نماندن از رقابت، باعث بوجود آمدن وضعيت پيچيدهاي گرديده که پيامد آن کاهش در بازگشت سرمايهگذاريها بوده است. به طورکلي کاهش بازگشت سرمايه و سرمايهگذاري زياد باعث کاهش شاخص RACE شده است.
کاهش توانايي توليد کالا، خدمات و بِرَندهاي جديد، عرضه بيش از اندازه محصولات با تکيه بر توليد بيش از ظرفيت و استفاده از مشتقات C 2 به جاي نفت، همگي باعث کاهش قيمت و در نتيجه کاهش سودآوري اين محصولات گرديدهاند. عوامل ديگري همچون هزينههاي بالاسري بالا و عدم مديريت نوسان قيمت مواد خام نيز بر عوامل فوق افزوده ميشود.
افزايش تعداد توليدکنندگان محصول پتروشيمي که باعث کاهش سوددهي اين محصولات ميگردد، از دو عامل زير سرچشمه ميگيرد: الف) ناتواني واحدهاي قديمي غيررقابتي در تعطيل کردن توليد، ب) استمرار سرمايهگذاريهاي جهاني با ديدگاههاي مختلفي چون ديدگاه عرضهمحوري (Supply-driver) در خاورميانه، تقاضامحوري در چين و هند و طرحهاي توسعهمحور در کشورهاي در حال توسعه که باعث سرمايهگذاري مازاد شده است.
3- ناتواني در جذب ارزش
در صنعت پتروشيمي بجز چند مورد، ارزش افزودهاي که توسط محصولات و الگوهاي تجاري يا خدماتي جديد ايجاد ميشود، مستقيماً به سمت پايين زنجيرة ارزش يعني مشتريها و نهايتاً مصرفکننده هاي نهايي هدايت ميشود. در بررسي انجام گرفته بر روي 23 زنجيرة ارزش در اروپا، آمريکاي شمالي و آسيا، مشاهده شده است که مطلب ذکر شده براي بيش از 85 درصد زنجيرهها صادق است. در اين بررسي، کمتر از 15 درصد از زنجيرههاي ارزش قادر به جذب مقدار قابل ملاحظهاي ارزش بودهاند.10 درصد از اين موارد بيانگر قدرت ترکيبي صاحبان برند و خردهفروشان (Retailers) درتوليد ارزش در مورد محصولاتي نظير درب بطري نوشيدنيهاي گازدار از جنس HDPE يا ظروف پلاستيکي براي صنايع بهداشتي بودند. در اين ميان، تنها 5 درصد، که همگي هم در حوزه پليمرها بودند، نظير فيلمهاي بستهبندي (فيلم LLDPE ) يا لولههاي ساختماني از جنس HDPE ، نشان دادند که از پتانسيل ايجاد ارزش براي توليدکنندگان محصولات پتروشيمي برخوردارند.
شکل3 -توليد ارزش در سال2002 در طول مراحل فرآيند (کراکر مرحله صفر در نظر گرفته شده است) که براي 23 زنجيره ارزش فرآيند در اروپا، نفتا و آسيا بررسي شده است.

4- رقابت شديد
آخرين دليل ناتواني پتروشيميها در ايجاد و جذب ارزش، رقابت شديد در اين صنعت است. رقابت براي فروش محصول با قيمت پايينتر، شرکتهاي پتروشيمي را به سوي ساخت واحدهاي بزرگتر، سرمايهگذاريهاي زياد در مناطق عرضهمحور(خاورميانه) يا تقاضامحور(چين و هند) و متحملشدن هزينههاي زياد براي بازسازي و بهکارگيري تکنولوژيهاي جديد سوق ميدهد. در اثر اين عوامل، فشارهاي ساختاري (ظرفيتهاي مازاد، عدم توازن نوسان حجم و قيمت) افزايش يافته و ايجاد ارزش با محدوديتهاي بيشتري روبرو ميگردد.
تحليل:
يکي از نکات مهم در سخنان آقاي فالتر توسعه همه جانبه صنعت پتروشيمي و توجه ويژه به زنجيره ارزش است. چنانکه فعاليت در بخشي از زنجيره ارزش ممکن است سود لازم را عايد سرمايهگذاران نسازد. به عنوان مثال تنها با سرمايهگذاري در مجتمعهاي پتروشيمي بدون توجه به بخشهاي جانبي، پسين و پيشين، نميتوان در توليد ارزش موفق بود.
شايد از اين روست که کشورهاي توسعه يافته از قبيل آلمان و کره، توسعهي صنايع و بخشهايي از زنجيره را که ارتباط مستقيم با مشتري دارند، هدفگيري کردهاند.
بررسي تحولات توسعه صنعت پتروشيمي در ايران به نوعي غفلت از اتخاذ رويکردي سيستمي و عدم توجه به زنجيره ارزش را در صنايع پتروشيمي نشان ميدهد،که در اين ارتباط به موارد ذيل ميتوان اشاره کرد:
الف) صنايعي كه در انتهاي زنجيرهي ارزش قرار دارند اگرچه از لحاظ کمي در حد قابل قبول ميباشند ولي از لحاظ کيفي و توان رقابتپذيري و مشتري محوري در سطح پايين قراردارند.
ب) مجتمعهاي پتروشيمي به نيازهاي صنايع پاييندستي خود توجهي ندارند؛ در بسياري از موارد صنايعي مانند صنايع لوازم خانگي كه در انتهاي زنجيرهي ارزش قرار دارند، قطعاتي كه از مواد پليمري خارجي ساخته شدهاند را ترجيح ميدهند؛ عليرغم آنكه برخي از اين پليمرها در کشور توليد ميشوند. (تحليل مرتبط: "آيا مزيت نسبي حاصل از منابع طبيعی در صنايع واسطهای، قابل انتقال به صنايع مصرفی ميباشد؟")
ج) مسائلي از قبيل خدمات پس از فروش، تنوع محصول، توليد سفارشي محصول، تحويل به موقع محصول و قيمتگذاري مناسب از جمله مسائلي است که در مجموعه پتروشيمي ايران توجه کافي به آنها نميشود. بنابراين شايد يکي از مهمترين مسائل در توسعه صنعت پتروشيمي توجه به زنجيره ارزش و اينکه تلاشهاي خود را در چه بخشي از زنجيره متمرکز کنيم باشد. در اين راستا توجه به ارتباط و تعامل صنايع جانبي، پسين و پيشين پتروشيمي ضروري به نظر ميرسد.