پژوهش
در صنعت ماشينسازي کشور و موانع موجود در توسعه آن
امر
پژوهش و تحقيق در توسعه فناوري ماشينسازي امري ضروري به نظر ميرسد. زيرا
هر طراحي جديدي نياز به احاطه کامل به فرآيندها و در نهايت نحوه پيادهسازي
فرآيندها دارد، که در قالب واحدهاي تحقيق و توسعه ميتوان آنها را کسب
کرد. سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي از جمله مراکزي است، که با داشتن
گروههاي تخصصي مختلف امر پژوهش را در شاخههاي مختلف دنبال ميکند.
يکي از گروههاي اين سازمان، گروه مکانيک است. در زير خلاصهاي از گفتگو با
آقاي دکتر ياسي، رئيس گروه مکانيک سازمان، از نظرتان
ميگذرد:
با تشکر از
وقتي که در اختيار قرار داديد، سوال اولي که مطرح است، اين است که با وجود گذشت بيش
از 40 سال از فرآيند صنعتي شدن در ايران، صنعت ماشينسازي ميتوانست به
عنوان رکن اصلي اين روند به تحول دست يابد، و به صنعتي رقابتي حداقل در برخي از
حوزهها تبديل شود، ولي شرايط موجود حکايت از ناتواني کشور در مقوله
ماشينسازي ميباشد، در اين ارتباط از ديدگاه جنابعالي چالشهاي که
باعث عدم توفيق صنعت ماشينسازي کشور شدهاند، چه مواردي را شامل
ميشوند؟
1) اهميت قائل نشدن به امر تحقيق و توسعه در صنعت کشور بخصوص صنعت
ماشينسازي
چيزي
که ما بيشتر با آن مواجه هستيم، عدم استقبال از امر تحقيق و پژوهش است. به عنوان
مثال وجود چنين مرکزي که با هدف ارائه خدمات تحقيقاتي به فعاليت ميپردازد،
مورد رغبت صاحبان صنايع قرار نميگيرد. يعني جايگاه اين سازمان کاملاً تبيين
نشده است. به طوري که در اکثر موارد خود سازمان طرحهايي را به صنايع پيشنهاد
کرده است. در حالي که اساساً بايد صنايع با توجه به نيازهاي خود و شناخت درست از
اين سازمان، کارهاي خود را به سازمان ارائه دهند. اهميت قائل نشدن به امر تحقيق در
صنعت ما علت اصلي عدم تبيين جايگاه سازمان است.
2)
دغدغه خودکفايي به عنوان يک مشکل فرهنگي
فردگرايي در انجام کارها تا مرز کارهاي
تحقيقاتي پيش رفته است. افراد ميخواهند هر کاري را خود انجام دهند اين يک مشکل
فرهنگي است. در حالي که در دنياي امروز خودکفايي معني ندارد. در قبال اين خودکفايي،
هزينههاي فراواني را بايد پرداخت. زماني که ميتوانم ساير خدماتي را که در
حوزه کاري مجموعه من نيست، از جاهاي ديگر دريافت کنم، چرا بايد خودم وارد عمل شده و
با پرداخت هزينه زياد، زمينههاي ارائه آن خدمات را مهيا کنم. دنيا ديگر به اين
سمت نميرود، در زمينه ماشينسازي نيز چنين است. مثلا شرکت چارل ويلز که
ماشين ابزار( اسپارک و وايرکات) توليد ميکند، يک شرکت سوئيسي است. با بررسي هر يک از دستگاههاي اين شرکت
مشاهده ميشود، که قسمتي از دستگاه امريکايي، بخشي از آن ژاپني است و بخشي نيز
از هنگکنگ خريداري شده است. واضح است که کار طراحي را شرکت چارل ويلز خود
انجام داده است، سپس اجزاي مورد نياز از نقاط مختلف دنيا خريداري و دستگاه ساخته
شده است. اين نشان ميدهد که زيرساخت
اصلي صنعت ماشينسازي بر پايه تحقيقات و توانايي طراحي ماشين استوار است نه
ضرورتاً بر پايه توان ساخت تمام اجزاي مورد نياز دستگاه.
با توجه به موارد گفته شده ميتوان به
اهميت مرکز پژوهشهاي علمي و صنعتي در توسعه صنعت ماشينسازي پي برد. زيرا
امکانات مورد نياز براي کارهاي تحقيقاتي به عنوان اصليترين مولفه طراحي و ساخت
ماشين اينجا مهيا شده است.
3)
ريسک بالا در امر ماشينسازي و عدم وجود مراکزی جهت تضمين ريسک
سرمايهگذاران
مشکل
ديگر اين است که اساساً کارهاي تحقيقاتي داراي ريسک زيادي هستند و کسي که قصد خريد
يک دستگاه را دارد، اين ريسک را نميپذيرد. آنها با ماشينساز قراردادِ
خريد امضا ميکنند و بعد از زمان تعيين شده، ماشين را ميخواهند. در نتيجه
فعاليت براي ارگاني که ميخواهد وارد مقوله تحقيقات شود، پيچيده ميشود.
زيرا نتايج تحقيقات قابل پيشبيني نيست. شرکت هاي خارجي داراي سابقه طولاني در
اين زمينه هستند در حالي که يک صنعتگر داخلي که تازه کار است و قصد توليد اين
محصول را دارد، شايد نتواند با ظرائف و دقتي که سرمايهگذار ميخواهد، کار
را انجام دهد. اينجاست که نياز به حمايت از اين صنعت وجود دارد. اين وظيفه در حقيقت
بر عهده سازمان بيمه است، ولي چنين حمايتي صورت نميگيرد. يعني عليرغم
مبلغي که از قراردادهاي تحقيقاتي دريافت ميکند، نتيجه تحقيق يا ريسک
سرمايهگذار را بيمه نميکند.
4)
جذابيت بيشتر ماشينآلات خارجي
کارخانههاي
بزرگ خود بخش تحقيق و توسعه دارند، که برخي مواقع ميتوانند نيازهاي کارخانه را
تامين نمايند. در غير اين صورت، ترجيح ميدهند، ماشينآلات مورد نياز خود
را از خارج تهيه کنند. البته شايد کار آنها قابلتوجيه باشد. زيرا آنها ريسک
نميکنند که با پژوهشکده مکانيک قرارداد ببندند و شش ماه صبر کنند، در نهايت هم
اطمينان خاطري از تحقق نيازهاي خود نداشته باشند. بحث مالي از يک طرف و اتلاف زمان
نيز از طرف ديگر، براي ماشينآلات خارجي جذابيتهاي بيشتري ايجاد
ميکند. براي حل اين معضل بايد يک راه کار در پيش گرفت. به اين صورت که
نيازهاي کوتاه مدت و بلند مدت از هم تفکيک
شوند. يعني صنايع بلند مدت سرمايهگذاري کرده و افقهاي خود را براي چند
سال آينده مشخص نمايند. به عنوان مثال کارخانه يخچالسازي براي دوره 5 ساله
آينده، 4 مدل يخچال براي توليد در نظر گرفته و سپس طبق آن برنامه
جهتگيريهاي لازم را انجام دهد و براي تأمين ماشينآلات مورد نياز با
شرکتهاي ماشينسازي قرارداد بلند مدت ببندد. در اين صورت زمان کافي وجود
دارد و قدرت مانور بيشتري ميتوان داشت.
5)کمبود
منابع مالي براي توسعه فعاليتها
با توجه به
اينکه منابع مالي که دولت ميتواند براي حمايت از فعاليتهاي صنعتي اختصاص
دهد محدود ميباشند به نظر شما اصلاً ضرورتي جهت حمايت از صنعت ماشينسازي
وجود دارد؟
صنعت
ماشينسازي و بخصوص بخش طراحي ماشينآلات و تجهيزات از اهميت خاصي برخوردار
است، زيرا اولا
ارزش افزوده بالايي ايجاد ميکند.
ثانياً در بحث کلان، داشتن توان طراحي تجهيزات و کارخانههاي صنعتي يک امر
بسيار مهم است.
با طراحي بومي کارخانجات ميتوان از پتانسيلها و تجهيزات ساخت داخل در
طراحي استفاده کرد و به اين ترتيب حداکثر استفاده را از توان داخل در انجام
پروژههاي ملي برد.
داشتن توان طراحي، امکان تقسيم کار را نيز بيشتر ميکند؛ يعني ميتوان
بخشهايي که در داخل توان انجام آن وجود ندارد را به شرکتهاي خارجي واگذار
کرد و در بقيه بخشها از توان نيروهاي داخلي استفاده کرد. ولي زماني که طراحي
به شرکتهاي خارجي واگذار ميشود، ديگر نميتوان از
تواناييهاي شرکتهاي داخلي در انجام پروژههاي ملي استفاده
کرد.