نقش
دانشگاهها
در انتقال
تکنولوژي در
صنعت پتروشيمي
شايد
تاكنون به
رسالتهاي
مختلف دانشگاهها
انديشيده
باشيم ولي به
نقش آنها در
انتقال تكنولوژي،
كه در برخي از
کشورها مورد
توجه قرار
گرفته است،
توجه نكرده
باشيم. در
نشستي مشترک
با آقايان
دکتر نکومنش
(معاون شرکت
پژوهشوفناوري
پتروشيمي) و
دکتر زاهدي
(رئيس واحد
تحقيقوتوسعه
پتروشيمي
اراک)، نقش
دانشگاههاي
ايران در زمينه
انتقال تکنولوژي
در صنعت
پتروشيمي، مورد
بررسي قرار
گرفت كه نكات
دستهبندي
شدهي زير
برگرفته از اين
گفتگو است:
1-
جهتگيري آموزش
و تحقيقات در
دانشگاههاي
ما، حرکت در
مرزهاي دانش است
دکتر نکومنش: آموزش و
تحقيقات در
دانشگاههاي
ايران در جهت
تشويق به حرکت
در مرزهاي
دانش ميباشد.
امروزه در
دانشگاههاي
ايران، مبناي
ارتقاي علمي
اساتيد
دانشگاه حرکت
در مرزهاي
دانش است. در
پروندهي
ارتقاي خود من،
65 مقاله است ولي
يک خط از
فعاليتهاي
صنعتي من (از
جمله دو
کارخانهاي
که ايجاد کردهام)
در اين پرونده
مورد اشاره قرار
نگرفته است. متأسفانه
سياستهاي
وزارت علوم در
جهت تشويق اساتيد
به حرکت در
مرزهاي دانش
است درحاليكه
براي کشوري
مثل ايران، ضرورت،
چيزي غير از حرکت
در مرزهاي
دانش است. ما در
کشور، توان
تبديل دانش به
تکنولوژي را نداريم؛
مثلاً بخش
تحقيقوتوسعهي
پتروشيمي،
پتنت تبديل
گاز طبيعي به
اتيلن را ثبت ميکند
و آمريکاييها
به دنبال آن
هستند اما
واقعيت اين
است که ما
توان تبديل آن
را به صنعت
نداريم، زيرا ساختار
لازم را براي اينکار
نداريم.
بنابراين ما بايد
قبل از هر کار
زيرساختهاي
صنعتيسازي
را ايجاد کنيم.
به همين خاطر
است كه معمولاً
دانشگاهياني
که وارد صنعت شدهاند،
متضرر شدهاند؛
چون ارتقاي
علمي آنها در زمينههاي
صرفاً
آکادميک است. به
همين دليل است
که محققان ما تنها
به همان تحقيقات
آکادميک بسنده
ميکنند و
قابليت رفع
مشکل از صنعت
را ندارند.
براي رفع اين
مشکل بايد در
سطح دانشگاهها
و وزارت علوم
فرهنگسازي
صورت گيرد.
دکتر زاهدي: در
انتخاب
محققين برتر
استانها،
کارهاي صنعتي
و کاربردي
جايگاهي
ندارند و
معيارها بر
مبناي مقالات
و کارهاي در
مرز دانش است.
2-
دانشگاههاي
ما ميتوانند
در زمينهي شناخت
و جذب تکنولوژي
فعال باشند
دکتر زاهدي: در فرآيند
انتقال
تکنولوژي،
دانشگاهها ميتوانند
هم در تشخيص
تکنولوژي
مناسب و هم
يادگيري
تکنولوژي
خارجي فعاليت
کنند و فعاليت
دانشگاهها
نبايد صرف
توليد مقاله
باشد؛
پتروشيمي
بايد نيازهاي
خود را از
دانشگاه
بخواهد و
دانشگاه نيز
انعطاف لازم
را از خود
نشان دهد تا
در نهايت يک
الگوي مناسب
ايجاد شود.
عليرغم
پتانسيل
موجود، دانشگاههاي
ما در انتقال
تکنولوژي
ضعيف عمل کردهاند؛
شايد اگر
فعالتر عمل ميکردند
بسياري از انتقالهاي
تکنولوژي در
پتروشيمي به
گونهاي ديگر
بود. در حالي
که به سبب
وجود منابع
عظيم گاز و
سرمايهگذاريهاي
گسترده خارجي
پتروشيمي به
يکباره متحول
شده است،
دانشگاه هيچ اطلاعي
از تکنولوژيهاي
خريداري شده
ندارد.
به عنوان
مثال الان
سابيک صاحب
تکنولوژي a-الفين
است ولي ما
فاقد آن هستيم
در حاليكه ميتوانستيم
شناخت و جذب
اين تکنولوژي
را به دانشگاه
واگذار کنيم. اگر
در بحث انتقال
تکنولوژي a-اولفينها،
5 سال پيش
مطالعه اين
کار به
دانشگاه
واگذار ميشد،
ما ميتوانستيم
اين تکنولوژي
را بهراحتي انتقال
دهيم.
امروزه در انتقال
تکنولوژي
هزينه ليسانس را
به 2 تا 5 درصد
کاهش دادهاند
که اينکار
انگيزه
انتقال
گيرنده را براي
سرمايهگذاري
در تدوين دانش
فني کاهش ميدهد
و شرکت انتقالدهنده،
بيشترين سود
خود را در
تجهيزات و
ماشينآلات ميبرد
چون در قرارداد
ذکر ميشود که
همه تجهيزات
بايد از
فروشندهي
ليسانس خريداري
شود.
دکتر نکومنش: معمولاً
در دنيا، R&D
مورد نياز
صنعت جهت
توسعه و توليد
تکنولوژي به
صورت يک
ارتباط دوطرفه
با دانشگاه
انجام ميگيرد
و مراکز
تحقيقاتي
صنعتي، 80 درصد از
تحقيق و توسعه
خود را در
دانشگاهها
انجام ميدهند. به عبارت ديگر
در دنيا هيچ
دانشگاهي به
طور مستقيم
تکنولوژي
توليد نميکند.
وسعت فعاليتهاي
پتروشيمي كشور
ما نيز به حدي
است كه ميتواند
تمام زمينههاي
تحقيقاتي
دانشگاه و بخش
عمدهاي از
صنايع را تحت
تأثير قرار
دهد. ولي
دانشگاهها
اين رويکرد را
ندارند و اين
وظيفه براي دانشگاه
متصور نيست.
در شرايط فعلي،
نقش دانشگاهها
در بهترين
حالت، به رفع
مشکلات صنعتي(Trouble shooting) محدود
ميشود.
3-
تحقيقات دانشگاههاي
ما کاربردي در
صنعت ندارند
دکتر نکومنش: اساتيد
دانشگاه
عمدتاً به بحث
آموزش ميپردازند،
درحاليكه بايد
فعاليتهاي
دانشگاه را
به سمت
تحقيقات
کاربردي
هدايت کرد. در
حال حاضرR&D
پتروشيمي
زيرساختهايي
را ايجاد کرده
است که بتواند
از پتانسيل
دانشگاه
استفاده کند ولي
هنوز با حالت
ايدهآل
فاصله دارد.
در اين زمينه
قطبهاي
دانشگاهي و
تيمهاي
دانشگاهي
ايجاد شده است؛
مثلاً چند تيم
دانشگاهي در
زمينه HDPE و
کاتاليست
متالوسن
فعاليت ميکنند.
ولي نگراني که
از طرف اساتيد
وجود دارد اين
است که با تغيير
مديريت در
پتروشيمي اين
برنامهها
تغيير کند.
دانشگاه از
صنعت توقع
دارد که پروژه
بدهد اما وقتي
هم که پروژه ميگيرد،
انتظارات
صنعت را برآورده
نميسازد. از
طرف ديگر صنعت
هم از دانشگاه
انتظار دارد
که جوابگوي
پروژههايي باشد
که تابهحال
به دانشگاه
واگذار شده است
تا بعد از آن
پروژههاي
بيشتري به
دانشگاه ارجاع
داده شود.
من
پيشنهاد ميکنم
که در رشتههاي
مهندسي حتماً
يک دوره 6 ماهه
صنعتي را براي
دانشجويان در
نظر بگيرند و
در غير اين
صورت فارغالتحصيل
نشوند.
الان فارغالتحصيلان
که وارد بازار
کار ميشوند،
با واقعياتي
آشنا ميشوند
که تاکنون از
آنها اطلاعي
نداشتهاند. از
اينرو ارتباط
دانشگاه با
صنعت ميتواند
به جهتگيري
مناسب دانشجويان
و بنابراين
پيشرفت در همه
رشتهها منجر
شود.
بسياري از
مهندسان، به
اساتيد دوران
تحصيل خود اشکال
ميگيرند،
چون ميبينند
که وي در فضاي
ديگري تدريس
داشته در حالي
که صنعت يک
فضاي ديگري دارد
که اين ناشي از
عدم شناخت
اساتيد از
صنعت است. اصولاً
اساتيد دانشگاه
فقط با يکسري
مسائل آکادميک
و تحقيقات نميتوانند
در توسعه
تکنولوژي نقش
داشته باشند.
به نظر من
مسئولين بايد
در اين زمينه
تصميمگيري
کنند و مسير
آن را ايجاد
کنند.
خارجيها
دائماً
مقالات ما را
مطالعه ميکنند.
حتي در برخي
مواقع که مجله
علوم و
تکنولوژي
پليمر چکيدهي
مقالات ما را
چاپ ميكند،
اصل مقالات را
از ما ميخواهند.
اما از طرف
ديگر كارهاي
ما كاربردي
نبوده است؛
مثلاً ما در
ايران با وجود
چند دهه سابقه
دانشکده
مهندسي شيمي
در دانشگاهها،
هنوز هيچ
پالايشگاهي
را خودمان
طراحي نکردهايم.
نفت ايران با
همه تحولاتي
که در آن صورت
گرفته و زيرساختهايي
که ايجاد شده
هنوز هم به
معناي واقعي
کلمه، يک صنعت
نشده است.
Fatal error: Maximum execution time of 30 seconds exceeded in C:\inetpub\vhosts\techds.org\httpdocs\papers\72.htm on line 992